ماشین ژاپنی، فرهنگ ژاپنی و هزار و یک شگفتی دیگر؛ حالا هم خبر رسیده که شمار صدسالههای ژاپن به ۱۰۷ هزار و ۶۷۷ نفر رسیده. این برای پنجاهوششمین سال پیاپی است که ژاپن در این زمینه یک رکورد جدید ثبت میکند. ما هم که درگیر صندوقهای بازنشستگی و هوای آلودهایم، بیاختیار غبطه میخوریم.
اما اگر عینک دقیقتری بزنیم، قصه رنگ دیگری میگیرد. پشت امید به زندگی ۸۵ سال در ژاپن حسابوکتاب سنگینی پنهان است.
نرخ باروری در این کشور در سال ۲۰۲۵ به رکورد پایین ۱٫۱۴ رسید، درحالیکه برای حفظ جمعیت حدود ۲٫۱ لازم است. در سرشماری ۲۰۲۰ هم نزدیک به ۳۰ درصد ژاپنیها بالای ۶۵ سال بودند. یعنی عمر بلند و زاد و ولد کم، دستبهدست هم جامعه بسیار سالمندی ساختهاند.
در این شرایط و در حالی که نیروی کار در حال کوچکشدن است، هزینههای روبهرشد مستمری، درمان و مراقبت اجتماعی به یک مساله تبدیل شده و فشار در سه جبهه است:
- نظام درمان و مراقبت طولانیمدت؛
- صندوقهای بازنشستگی؛
- نیروی جوانی که هر سال کمتر میشود.
ژاپن دستکم ثروت و زیرساخت دارد. ایران چه؟ سالمندان اکنون حدود ۱۳ درصد جمعیت ایراناند و پیشبینی میشود تا ۲۰۵۰ به ۳۰ درصد برسند. باروری هم به حدود ۱٫۶ فرزند برای هر زن رسیده است. مسئولان بهزیستی نیز خودشان از فشار سنگین این تغییر بر نظام درمان و صندوقهای بازنشستگی میگویند.
بد نیست بدانیم ژاپنیها هم دیگر فقط دنبال «عمر بیشتر» نیستند؛ دنبال «عمر سالم»اند، یعنی سالهایی با استقلال و بدون ناتوانی. جی اولشانسکی، همهگیرشناس دانشگاه ایلینوی شیکاگو، هم تأکید میکند تعداد سالهای زندگی بهتنهایی معیار سلامت جامعه نیست.
برای سالمندی سالم، فقط افزایش تعداد سالهای زندگی مهم نیست؛ حفظ توانایی حرکت و استقلال فرد نیز اهمیت دارد. در مواردی که سالمند با کاهش تواناییهای حرکتی روبهرو شده است، خدمات توانبخشی سالمندان در تهران میتواند بخشی از مسیر حفظ یا بازیابی استقلال او باشد.
راهحل چیست؟ پژوهشها نشان میدهند اصلاح نظام بازنشستگی و آزادکردن ظرفیت نیروی انسانی، بهویژه زنان، از تشویق صرف به فرزندآوری اثرگذارتر است.
پس «کدام امید به زندگی؟» همان که سالهایش پر از سلامت و کرامت باشد. اگر روزی ایران با زیرساختهای امروزیاش ژاپن را در این عدد شکست دهد، آن پیروزی میتواند زودتر از انتظار به دردسری بزرگ تبدیل شود.
منابع:
Reframing policy responses to population aging in Iran




