ابراهیم کاظمی مؤمن‌سرایی کارشناس حوزه مناسب‌سازی شهری

این شهر سالمندان را دوست ندارد!

شهر ما هنوز سالمندانش را به رسمیت نمی‌شناسد. کوچه، پارک و مترو برای جوانی طراحی شده‌اند، نه برای کسی که پایش می‌لرزد. همین غفلت ساده، استقلال را از سالمند می‌گیرد.

وقتی مسیر شهر برای سالمند بسته می‌ماند، او کم‌کم گوشه‌نشین می‌شود. این انزوا فقط سلامت روانی او را تهدید نمی‌کند؛ بار مضاعفی هم روی دوش خانواده می‌گذارد. بسیاری از خانواده‌ها که سالمندشان محدودیت حرکتی دارد، هر روز با همین دشواری دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

ابراهیم کاظمی مؤمن‌سرایی، کارشناس مناسب‌سازی شهری و رئیس اسبق ستاد مناسب‌سازی کشور، در گفت‌وگو با ایکنا این خلأ را بی‌پرده روایت می‌کند. او دسترسی‌پذیری را نه یک لطف اداری، بلکه پیش‌شرط زندگی مستقل سالمند می‌داند.

به گفته او، شهر دوستدار سالمند شهری‌ست که پیاده‌رو، حمل‌ونقل، پارک و مرکز خدماتی‌اش، بدون نیاز به همراه، در اختیار سالمند باشد. این تعریف ساده است، اما اجرایش دشوار.

در شرایطی که سالمند به دلیل محدودیت حرکتی برای انجام کارهای روزمره به کمک نیاز دارد، بعضی خانواده‌ها به جای جابه‌جایی او به مرکز نگهداری، مراقبت در منزل را بررسی می‌کنند. برای آشنایی با این مراکز و دریافت یک راهنمای جامع به صفحه پرستار سالمند مراجعه کنید.

نکته‌ای که کمتر شنیده می‌شود، نقش رنگ و طراحی بصری در آسایش سالمند است. کاظمی مؤمن‌سرایی معتقد است اقلیم هر شهر باید در انتخاب رنگ نما و معابر لحاظ شود، نه فقط سازه و شیب. این جزئیات کوچک، تفاوت میان شهر بی‌تفاوت و شهر دلسوز را رقم می‌زند.

واقعیت تلخ‌تر آن است که تهران، با وجود اقدامات سال‌های اخیر، هنوز فاصله زیادی با شهر ایده‌آل دارد. مسیر بیمارستان‌ها، ایستگاه‌های مترو و حتی بانک‌ها برای بسیاری از سالمندان همچنان مانع‌دار است. این فاصله، نه شعار که واقعیت روزمره هزاران سالمند تهرانی است.

این کارشناس، بر چند حوزه بحرانی انگشت می‌گذارد:

  • دسترسی ایمن به مراکز درمانی، به‌ویژه در محدوده بیمارستان‌های پرتردد؛
  • توسعه حمل‌ونقل ویژه، چرا که سامانه فعلی تنها پاسخگوی بخش کوچکی از معلولان و جانبازان است؛
  • فعال‌سازی خانه‌های محله و پارک‌ها برای برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی سالمندان؛
  • توجه جدی به مناسب‌سازی پیاده‌رو و ورودی ساختمان‌ها.

او از تجربه‌ی موفق طرح گردشگری بازنشستگان تأمین اجتماعی یاد می‌کند؛ طرحی که سفر به مشهد و اقامت در هتل پنج‌ستاره را برای اقشاری فراهم کرد که شاید هرگز چنین فرصتی نداشتند. نمونه‌ای کوچک از تأثیر بزرگ توجه اجتماعی.

اما نباید این دستاوردها را با شعار اشتباه گرفت. مناسب‌سازی، پروژه‌ای موقت و بخشی نیست؛ برنامه‌ای مستمر و فراگیر است. جمعیت کشور به‌سرعت رو به سالمندی می‌رود و هر دستگاهی باید سهم خود را در این مسیر بپذیرد.

کاظمی مؤمن‌سرایی تأکید می‌کند اگر مسئول برنامه‌ریزی شهری بود، دسترسی‌پذیری را بر هر اولویت دیگری مقدم می‌داشت؛ نه فقط برای سالمند، بلکه برای معلول و جانباز نیز.

پیام نهایی این گزارش روشن است: شهری که امروز برای سالمندش آماده نشود، فردا خودش تاوان آن را با جمعیتی سالخورده و ناتوان خواهد پرداخت. دسترسی‌پذیری، انتخاب نیست؛ ضرورت است.

افزایش امید به زندگی زمانی ارزش بیشتری دارد که سالمندان بتوانند سال‌های بیشتری را با تحرک، استقلال و مشارکت اجتماعی سپری کنند. به همین دلیل، ارزیابی وضعیت سالمندی یک کشور فقط با تعداد سال‌های عمر کافی نیست. در مقاله ۷۸ سال ایران یا ۸۵ سال ژاپن؟ کدام امید به زندگی بررسی کرده‌ایم که چرا عمر سالم و کیفیت زندگی در کنار طول عمر اهمیت دارند.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *